السيد البروجردي (مترجم: اسماعيل تبار / حسينى / مهورى)
865
جامع أحاديث الشيعة (منابع فقه شيعه) (فارسى)
1433 - ( 2 ) در همان كتاب روايت مىشود كه به امام صادق عليه السلام گفته شد : « شخصى برده يا كنيز يا كالايى را مىخرد و كالا را صدقه مىدهد يا برده و كنيز را آزاد مىكند سپس وقتى فروشنده به سراغ او مىآيد ، مالش را نزد او نمىيابد و مال ديگرى نيزندارد . امام عليه السلام فرمود : آزاد كردن برده و صدقه بازگردانده مىشود و فروشنده به بردهء خود سزاوارتر است تا از راه فروش آن به مالش برسد . اگر پس از فروش برده ، بهايش بيش از حق او بود به نسبت افزوده از آن ، برده آزاد مىشود و اگر در مالى كه صدقه داده افزودهاى نسبت به مال فروشنده بود ، آن افزوده به صدقه گيرنده تحويل داده مىشود . » باب 8 تصرفات مفلس 1434 - ( 1 ) در كتاب دعائم الاسلام روايت مىشود كه امام صادق عليه السلام فرمود : « آزاد كردن برده ، بخشش و صدقه دادن از سوى بدهكارى كه بدهى ، تمام مالش را فراگرفته ، جايز نيست چه بدهىاش بدون مدت باشد يا مدتدار چه سررسيد آن نزديك يا دور باشد . مگر اينكه طلبكارانش اجازه دهند و اگر بگويد : اين كنيز از من فرزند دار شده است و با اين سخن بخواهد از فروش آن جلوگيرى كند ، تصديق نمىشود ؛ مگر آنكه اين مطلب معلوم و مشهور باشد ولى خريد و فروش او جايز است . » 1435 - ( 2 ) در همان كتاب روايت مىشود كه به امام صادق عليه السلام گفته شد : « بدهكارى كه بدهى ، او را فراگرفته و كالا و خانههايى داشته باشد و آنها را مخفيانه ، به دور از چشم طلبكاران بفروشد و مخفى شود يا بميرد - خواه خريدار بداند كه او بدهكار است يا نداند - طلبكاران به سراغ خريدار روند و او بگويد : اينها را به من فروخت تا بدهى شما را بپردازم . امام عليه السلام فرمود : اگر او در هنگام فروش اعتبار داشت و مفلس و ممنوع التصرف نشده بود و فروختن با بيع صحيحى كه متهم نيست در اين كه پناهى براى فرار از ديْن طلبكاران به بايع داده باشد و بيع واقعى او را با شهود عادل ، ثابت مىكند بيع او جايز است . و همچنين اقرار وى پيش از مفلس شدن پذيرفته مىشود ولى پس از مفلس شدن اقرار وى بدون بيّنه پذيرفته نيست ؛ در صورتى كه طلبكاران سخن او را انكار كنند . »